|
برای علاقه مندان به موسیقی و ویولن
|
سلام
سال نو را به همه تبریک میگم
سالی سراسر صلح همراه با لطف خدا برای تک تک شما عزیزان آرزومندم .![]()
عیدتون مبارک

زیباییها، ملاحتهایی که در نواختن ویولن به کار می بریم، آنقدر زیادند که می توانیم ویولن را بر دیگر آلات موسیقی ترجیح دهیم؛ چون ضربه های آرشه گاهی اوقات آنقدر دلرباست که ذره ایی ناراضی نیستیم و فقط می خواهیم تا آخر آن را گوش دهیم. مخصوصا با لرزشها و نوازشهای دست چپ آمیخته می شود و شنوندگان ناگزیرند که اعتراف کنند :
"ویولن پادشاه سازها است"

راستی نظرتون را در مورد طرحی که درست کرده ام بگویید
ویولن ، چه از لحاظ تاریخی وچه هنری ، سازی بسیار مسحور کننده است. یک نوازنده ویولن ممکن است ویولنی با چهارصد سال قدمت داشته باشد اما همین ساز اختلاف مهمی با نمونه ای که دیروز ساخته شده است ندارد. آنچه این سازشکننده وظریف تحمل نموده، تکامل طرح و ساختمان آن به عنوان سازی پر احساس وگویا ونیز شیئی زیبا است.
عکس: ایمان مستشار نظامی
مصطفي كمال پورتراب:در تاريخ اشتباهاتي رخ داده كه سرنوشت ملتها را تغيير داده است.اما خطاهايي هم وجود دارد كه باعث كشف و اختراعات بزرگ شده است مانند اختراع پلياتيلن و اختراع كاغذ خشككن، كشف پنيسيلين و…. اپرا هم زاده يكي از آن اشتباهات تاريخي است. اپرا (Opera ) جمع كلمه لاتيني اپوس (Opus) به معناي «اثر» است و به اين تغيير بايد اپرا را به طور تحتاللفظي به«آثار» ترجمه كرد.

اما اپرا به صورت كلمه مفرد مونث از آغاز قرن 17 ميلادي به نمايشي گفته ميشد كه به جاي آواز خوانده شود و اين اصطلاح تاكنون براي اينگونه نمايشهاي آوازي از قرن 14 ميلادي به شيوه مادريگال و ويلانلا توسط خوانندگان دورهگرد (تروبادور Troubadour) اجرا ميشد. اما اپراي واقعي به همت دوتن از اشراف ايتاليا، كنت باردي و دوك مانتوا به وجود آمد. پيشروان اپرا وينچسو گاليله (1591-1520) (Vincenzo Galilei) پدر گاليله، فيزيكدان بزرگ، جوليو كاچيني (1618- 1550) (Giulio Caccini) و ژاكو پري Jacopo Peri) 1633- 1516) بودند. كاچيني و پري هر دو از خوانندگان معروف عصر خود بودند و آنها به دعوت گاليله در تصنيف اولين آثار اپرايي شركت كردند.
گاليله رسالهاي در موسيقي به نام «مكالمه موسيقي قديم و جديد» نوشته بود. او در آثار نمايشي يونان قديم سه حماسه يافته بود كه به همراهي موسيقي اجرا ميشد. از آنجا نتيجه گرفت كه تراژديهاي يوناني به صورت رسيتاتيف يعني كلامي كه با موسيقي همراه ميشود، خوانده ميشده. اين نظريه مورد توجه گروه نوازندگاني كه در دربار كنت باردي جمع شده بودند، قرار گرفت. كنت باردي براي احياي شيوه قديم يونان كه مورد توجه آن زمان بود موسيقيدانان را مامور كرد تا نمايشي همراه موسيقيDramma per Musica بسازند اما از آنجا كه اين گروه سهنفري هيچگونه نمونهاي از تئاترهاي يوناني در دست نداشتند تصور كردند كه نمايشهاي قديم تماماً به آواز خوانده ميشده است.
در حالي كه آواز يا ساز يا گفتار دستهجمعي فقط به طور فرعي در تئاتر اجرا ميشده و ربطي به مكالمه تئاتري نداشته است. به اين جهت گروه مامور به خيال تقليد از درام يوناني، اپرا را به وجود آوردند.
نخست، پري به كمك رينو چيني شاعر، متن يك داستان قديمي يوناني را به نام «دافنه» تهيه كرد و به موسيقي درآورد. اين نمايش با استقبال زياد مواجه شد طوري كه در سال 1600 به مناسبت ازدواج هانري چهارم و ماريا دي مديچي اپراي ديگري به او سفارش داده شد. پري، داستان معروف «ارفه» را براي اپراي دوم خود انتخاب كرد كه بار ديگر به نام «نوريديچه» در فلورانس به روي صحنه آمد.
نوريديچه اپرايي بود به شيوه رسيتاتيف كه در تمام مدت نمايش، لحن و بيان و مكالمه را از دست نميداد.
دو سال بعد كاچيني درصدد برآمد همين داستان را به موسيقي درآورد. اگرچه كار او به مراتب ضعيفتر از پري بود اما براي نخستينبار «آريا» يعني آواز اصلي اپرايي را در اين نمايش به كار برد.با اين حال هيچيك از اين دو آهنگساز را موسس اپرا نميدانند. كسي كه اپرا را به معناي واقعي بنيان گذاشت كلوديو مونتوردي (Claudio Monteverdi)، (1567 -1648) بود. مونتوردي در ابتدا با تصنيف قطعات كثيري به شكل مادريگال شهرت يافته بود. اين شهرت باعث شد كه دوك وينچنتسو گنزاگا (Vincenzo Gonzaga) او را به سمت رئيس اركستر درباري برگزيند و به نوشتن يك اپرا تشويق كند.
اپرا از آغاز پيدايش، نمايش پرخرجي بود. فقط اشراف بزرگ و ثروتمند استطاعت سفارش چنين كار گرانبهايي را داشتند و به همين علت نيز اجراي يك اپرا در درجه اول، نماينده قدرت و ثروت و شخصيت فوقالعاده كسي بود كه آن را سفارش ميداد.
اگر خانواده مديچي در فلورانس قدرت نمايش اپرا را داشتند براي خانواده گنزاگا در مانتورا نيز امكان داشت كه چنين نمايشي را در مانتوا به روي صحنه بياورند. به خصوص كه دوك گنزاگا خود را نمايش اپرايي نوريديچه در شب عروسي ماريادي مديچي حضور داشت و اهميت اجراي اين نمايش را درك كرده بود.
مونتوردي سومين كسي بود كه داستان «ارفه و اوريديس» را به موسيقي درآورد اما اين بار اثر، آزمايشي و تجربي نبود. بلكه يك اپراي كامل بود كه به نام «ارفئو» روي صحنه آمد (1607). مونتوردي براي نوشتن اين اپرا سالهاي متمادي مطالعه كرد. در اپراي ارفئو تقريباً تمام اصول و قواعد اپرايي رعايت شده و از اين حيث آن را اولين نمونه اپراي كلاسيك ميدانند.
مقدمه اپرا با يك اورتور كه توسط اركستر نواخته ميشود آغاز ميگردد. علاوه بر خواننده تنها در مواردي نيز آواز دو نفري و سه نفري و دستهجمعي نيز وجود دارد. اركستري كه با خوانندگان همراهي ميكرد در آن زمان اركستر بزرگي شمرده ميشد و شامل سازهاي متنوع زهي، بادي و ضربي بود. اركستر اپراي پري 4 ساز داشت اما اركستر در اپراي مونتوردي به 34 ساز رسيد
منبع : تهران امروز
ودر آخر هم از پسر عموی عزیزم ایمان برای اینکه این مطلب را در اختیار من گذاشت متشکرم
اتفاقآ وبلاگ هنری و ادبی خوبی هم دارد ـــــــــkhersejangali.persianblog.comـــــــــــ
منتظر مطالب بعدی باشید...

سال 1958 میلادی نشست مزایده با حضور ثروتمندان و نامداران مناطق مختلف جهان در شهر " مانهاتن " آمریکا برگزار شد . یک ویولن که نوازنده معروفی به نام " ایفان " از آن استفاده کرده بود ، در این مراسم مورد توجه کلیه شرکت کنندگان قرار گرفت . هنگامی که یکی از ثروتمندان قیمت یک میلیون دلار را برای خرید ویولن ارایه کرد ، شرکت کنندگان توجه خود را به این مرد ثروتمند دوختند و آهی کشیدند .
اما در همین موقع خانمی فریاد زنان گفت : یک میلیون و 10 هزار دلار ! همه به دنبال صدای زن سرها را برگرداندند . این خانم نام " چاریس " داشت . از لباسش مشخص بود وضع مالی خوبی ندارد . آیا واقعا او یک میلیون و ده هزار دلار دارد ؟
ثروتمند مغرور به زن گفت : شک دارم که شما چنین پولی داشته باشید .
خانم با صدای لرزان گفت : آقا ، من یک دفترچه بانکی 600 دلاری دارم .
ثروتمند با صدای بلند خندید و گفت : 600 دلار ؟ آیا برای این خرید کم نیست ؟ با این پول می خواهید ویولن را بخرید ؟ دیگران نیز به خنده افتادند . با این حال زن ناامید نشد و گفت : می توانم خانه ام را بفروشم . حد اقل ده هزار دلار ارزش دارد .
ثروتمند ادامه داد : باز هم کافی نیست .
زن ادامه داد : می توانم به اقساط پول آن را بپردازم . می توانم کار کنم . امسال فقط 36 سال دارم و حد اقل می توانم 24 سال دیگر کار کنم .
ثروتمند سرش را تکان داد و پرسید : خانم ، نمی فهمم که چرا شما اینقدر مایل به خرید این ویولن هستید ؟ زندگی شما سخت است . چرا چنین کاری می کنید . این ویولن چندان هم با ارزش نیست . فقط چوبی کهنه است .
خانم گریه کنان گفت : می دانم که این ویولن برای من کاربردی ندارد ، اما فکر می کنم ارزش خرید را دارد . مایلم این ویولن را برای پسرم بخرم . پسرم " ایزاک " امسال 13 سال دارد . او به بیماری ضعف عضله مبتلاست . اما ویولن را دوست دارد به ویژه ویولن آقای " ایفان " . به من گفته است که حتی اگر این ویولن را لمس کند ، راضی خواهد شد .
ثروتمند دیگر حرفی نزد . کلیه شرکت کنندگان آرام شدند . ناگهان صدای بلندی به گوش زن رسید : خانم ، شما مادر بسیار خوبی هستید . من تحت تاثیر سخنان شما قرار گرفتم . مایلم ویولن را به رایگان به شما بدهم . همانطور که آن مرد ثروتمند گفت ویولن من فقط یک چوب کهنه است . اما اگر این ویولن به دست پسرتان برسد ، حتما ارزش واقعی آن مشخص خواهد شد .
شرکت کنندگان در حیرت بودند . کسی که این سخنان را اظهار می داشت آقای " ایفان " بود . در حقیقت " ایفان " خود در محل فروش ویولن حضور داشت .او می خواست ویولن را بفروشد تا پولش را برای کودکانی که ویولن دوست دارند ، اختصاص دهد . حالا " ایفان " فکر می کرد که کسی دیگری بجز " ایزاک " شایستگی داشتن این ویولن را ندارد .
بعدها " ایزاک " پسر این زن به یک نوازنده بزرگ ویولن تبدیل شد . " ایفان " همواره می گفت : نیروی عشق مادر " ایزاک " او را به یک نوازنده بزرگ ویولن تبدیل کرد . ارزش آن ویولن هنوز باقی است و اکنون در نمایشگاه موسیقی آمریکا نگهداری می شود .

هرچند زود است ولی می خواهم برای آن دسته از نوازندگان که به دنبال نت آهنگ های معروف هستند
این سایت را معرفی کنم که در آن میتوانند تعدادی از آنها راپیدا کنند.
سایت خیلی خوبیه فقط اگه بهتون پیغام داد برای امروز دیگه نمیتونید دانلود کنید . شما هم با پاک کردن
history بهشنشون بدید که امروز هر چند تا که بخوام دانلود می کنم![]()