تبليغاتX
red violin
برای علاقه مندان به موسیقی و ویولن
سلام استاد این لینک قطعه هست بازم خودتون نگاه کنید اگر خوب بود سفارش بدین.

http://www.musicnotes.com/sheetmusic/book.asp?ppn=BKWBK06454

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت 20:53  توسط محمد علی  | 

در یک سحرگاه سرد ماه ژانویه، مردی وارد ایستگاه متروی واشینگتن دی سی شد و شروع به نواختن ویولن کرد. این مرد در عرض ۴۵ دقیقه، شش قطعه از بهترین قطعات باخ را نواخت. از آنجا که شلوغ ترین ساعات صبح بود، هزاران نفر برای رفتن به سر کارهایشان به سمت مترو هجوم آورده بودند. سه دقیقه گذشته بود که مرد میانسالی متوجه نوازنده شد. از سرعت قدم‌هایش کاست و چند ثانیه‌ای توقف کرد، بعد با عجله به سمت مقصد خود براه افتاد. یک دقیقه بعد، ویولن‌زن اولین انعام خود را دریافت کرد. خانمی بی‌آنکه توقف کند یک اسکناس یک دلاری به درون کاسه‌اش انداخت و با عجله براه خود ادامه داد.

چند دقیقه بعد، مردی در حالیکه گوش به موسیقی سپرده بود، به دیوار پشت‌ سر تکیه داد، ولی ناگهان نگاهی به ساعت خود انداخت و با عجله از صحنه دور شد، کسی که بیش از همه به ویولن‌زن توجه نشان داد، کودک سه ساله‌ای بود که مادرش با عجله و کشان کشان او را بهمراه می ‌برد. کودک یک لحظه ایستاد و به تماشای ویولن‌زن پرداخت، مادر محکم تر کشید و کودک در حالیکه همچنان نگاهش به ویلون‌زن بود، بهمراه مادر براه افتاد، این صحنه، توسط چندین کودک دیگر نیز به همان ترتیب تکرار شد، و والدین‌شان بلا استثنا برای بردن‌شان به زور متوسل شدند.

در طول مدت ۴۵ دقیقه‌ای که ویولن‌زن می نواخت، تنها شش نفر، اندکی توقف کردند. بیست نفر انعام دادند، بی‌آنکه مکثی کرده باشند، و سی و دو دلار عاید ویولن‌زن شد. وقتیکه ویولن‌زن از نواختن دست کشید و سکوت بر همه جا حاکم شد، نه کسی متوجه شد. نه کسی تشویق کرد، و نه کسی او را شناخت.
هیچکس نمی‌دانست که این نوازنده ی ویولن همان (Joshua Bell) یکی از بهترین موسیقیدانان جهان است، و نوازنده‌ی یکی از پیچیده‌ترین فطعات نوشته شده برای ویولن به ارزش سه ونیم میلیون دلار، می‌باشد.

جاشوا بل، دو روز قبل از نواختن در سالن مترو، در یکی از تاتر های شهر بوستون، برنامه‌ای اجرا کرده بود که تمام بلیط هایش پیش‌فروش شده بود، و قیمت متوسط هر بلیط یکصد دلار بود.

این یک داستان حقیقی است، نواختن جاشوا بل در ایستگاه مترو توسط واشنگتن ‌پست ترتیب داده شده بود، و بخشی از تحقیقات اجتماعی برای سنجش توان شناسایی، سلیقه و اولویت ‌های مردم بود.

نتیجه : آیا ما در شرایط معمولی و ساعات نا‌مناسب، قادر به مشاهده و درک زیبایی هستیم؟ لحظه‌ای برای قدر‌دانی از آن توقف می‌کنیم؟ آیا نبوغ و شگرد ها را در یک شرایط غیر منتظره می‌توانیم شناسایی کنیم؟

یکی از نتایج ممکن در این آزمایش میتواند این باشد :
اگر ما لحظه‌ای فارغ نیستیم که توقف کنیم و به آثار یکی از بهترین موسیقیدانان جهان که در حال نواختن یکی از بهترین قطعات نوشته شده برای ویولن است، گوش فرا دهیم، چه چیزهای دیگری را داریم از دست میدهیم؟

یک مقاله در مورد جاشوا بل

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم فروردین 1388ساعت 22:50  توسط محمد علی  | 

سلام عیدتون مبارک به عنوان عیدی می خوام سایتی رو معرفی کنم

 این سایت نت های زیادی مخصوص سازهای "زهی آرشه ای" داره.

 

برای ورود کلیک کنید:  http://mymusicscores.com 

+ نوشته شده در  شنبه یکم فروردین 1388ساعت 20:32  توسط محمد علی 

... ارزش یک روح ...

ویولن کهنه ، آنقدر فرسوده ، و پر از لکه بود که مرد حراجی می پنداشت که ارزش آنرا ندارد که برای فروشش وقت صرف شود اما آنرا با لبخندی بر لب بالا برد:

"چه کسی پیشنهاد قیمت می کند؟"

" یک دلار ، یک دلار " و سپس دو دلار ! فقط دو دلار ؟

"سه دلار ، یک ، سه دلار ، دو ، فروخته شد به سه دلار ..." اما نه ، از اتاق پشتی مردی مو خاکستری جلو آمد و آرشه را برداشت. سپس خاک نشسته بر روی ویولن را پاک کرد و سیمهای شل آنرا محکم کرد و آهنگی روحنواز و ناب نواخت چونان آوای فرشته ای نغمه سرا.

نوای موسیقی فروکش کرد و مرد حراجی با صدایی که آرام بود و ملایم گفت:

" برای این ویولن کهنه ، چه قیمتی پیشنهاد کنم ؟"

و آنرا با آرشه اش بالا گرفت.

" هزار دلار ! چه کسی دو هزار دلار پیشنهاد میدهد؟

دو هزار دلار ! چه کسی با سه هزار دلار موافق است ؟

سه هزار یک ، سه هزار دو ، پس فروخته شد و به فروش رفت."

مردم فریاد شادی سر دادند و شماری گفتند:

" چه چیزی بر ارزش آن افزود ؟"

بی درنگ پاسخی به گوش رسید:

" نوازش ِ دست ِ یک استاد "

هستند بیشمار افرادی با زندگی ناموزون و پر از نشیب و فراز خمیده و فرسوده ، همچون آن ویولن کهنه ، در حراج زندگی به بهایی بسیار ارزان به مردم بی خبر عرضه میشوند.

آنها " فروخته میشوند " ، یک ، " فروخته میشوند " ، دو ، فروخته میشوند ...

اما در این میان استاد می آید و جمعیت نادان هرگز کاملا در نمی یابند

 

+ارزش یک روح و دگرگونی ایجاد شده در آن به واسطه نوازش دست « استادِ ازلی » است.+

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 23:7  توسط محمد علی  | 

برای گرفتن نت از اینترنت سایتwww.free-scores.com رو بهتون پیشنهاد میکنم.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387ساعت 20:3  توسط محمد علی  | 

                

سلام
خوب من دیر به دیر مطلب میگزارم تازه اونم اگه حوصلش باشه. خیلی وقت بود می خواستم یک سری چیزها رو بنویسم، راجع به موسیقی هایی که گوش می دم. به نظر من در موسیقی اولین و مهمترین چیز گوش دادن به موسیقیی است که روی آن کار شده و از مشخصه های موسیقی حداقل یکی در آن به زیبایی به کار گرفته شده ، مثل ملودی ، ارکستراسیون یا ساز بندی دلنشین خودمون ، هارمونی ، ترانه زیبا و معنی دار و ... . امروز از یک خواننده مشهور ایتالیایی براتون می نویسم حتما اگه تا به حال صداش رو نشنیدید برید گوش کنید . نام این خواننده آندره آ بوچلی هست.
آندره آ بوچلی پس از سه تنور نام آور معاصر، پاواروتی Luciano Pavarotti، کاره راس José Carreras و دومینگو Placido Domingo ، بعنوان چهارمین خوانند تنور در جهان شناخته شده است. این سه نفر همان گروه Three Tenors هستند . خوب من این رو برای همه می نویسم اگر کسانی که می دونند دیگه بایستی ببخشند .
در مورد بوچلی میگویند هیجان انگیز ترین صدای اپرای معاصر را دارد .
من واقعا هرچه بیشتر صدای این خواننده را می شنوم بیشتر لذت می برم. و چیزی که بسیار جالب است این است که این خواننده خوش صدا سازهای پیانو ، فلوت ، گیتار وساکسوفون را در حد خوبی می نوازد .
او معتقد است که دلیلی ندارد خود را فقط به خواندن کارهای کلاسیک محدود کند و به صراحت می گوید "دیر یا زود من یک آلبوم از کارهای پاپ ارائه خواهم کرد". او که از نعمت بینایی محروم است می گوید "شما باید در زندگی بسیار قدرتمند و استوار باشید تا بتوانید آنجا که لازم است، نه بگویید. باید ناتوانی های خود را باور کنید و با جدیت روی توانایی های خود کار کنید."
وی در 22 سپتامبر 1958 در لایاتیکو، مزرعه ای در حومه پیزای ایتالیا متولد شد و آموختن پیانو را در شش سالگی آغاز کرد. او از بدو تولد دید ضعیفی داشت، در سن 12 سالگی پس از یک حادثه فوتبال بینایی خود را بطور کامل از دست داد. اما در همان سال در اولین رقابت موسیقی خود در Margherita d'Oro شرکت کرد و با اجرای "O sole mio" بعنوان برنده اول شناخته شد.
همین الان که دارم این مطلب رو مینویسم دارم به کنسرت زیر آسمان صحرا که در سال 2006 برگزار شده گوش می دهم. آلبوم های این خواننده(BOCELLI ،  SOGNO،  ROMANZA، آسمان توسکانی ،احساس، آوازهای آسمانی و...) را به اشخاصی که دوست دارند موسیقی درست ، گوش کنند پیشنهاد می کنم . لذت بردن از موسیقی اصولی چیز دیگریست .

خوب در آخر هم بگم که ایشون تا گرفتن دکتری حقوق کارحرفه ای البته به معنای تجاری انجام نداده اند.عاشقان موسیقی این گونه اند ما کجاییم؟

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 17:54  توسط محمد علی  | 

سازهای زهی قدمت بسیار زیادی دارند و به روایتی برای اولین بار 2000 سال پیش از میلاد مسیح در تمدن بین النهرین مشاهده شدند و به تدریج با شکل گیری تمدن یونان این سازها با سرعت بیشتری تکامل پیدا کردند.

در ابتدا تارهای این سازها با ضربه زدن یا کشیدن سیم مرتعش می شد و سپس با پیشرفت فنون ساخت در قرون وسطی از ابزاری بنام آرشه مانند آنچه در ویولن امروزی بکار برده می شود برای مرتعش کردن تارها استفاده شد.

جعبه صدای سازهای زهی از قدیم الایام به دو صورت ساخته می شد، در ابتدا به دلیل نبود امکانات فنی ساخت، از جعبه مانند های طبیعی، مانند پوسته لاک پشت برای اینکار استفاده میشد. به این شکل دقت کنید که تصویر یکی از این سازها را نشون میده، این ساز در موزه بریتانیا نگهداری می شود. بعد از آن بشر با بدست آوردن مهارت های لازم فنی اقدام به ساخت جعبه های چوبی برای گرفتن صدای بهتر از ساز کرد.

راجع به پیدایش سازهای زهی افسانه ای از یونان باستان نقل می شود. در یکی از آنها موضوع برمیگردد به هرمس یکی از خدایان یونان باستان، پسر زئوس فرمانروای کوه Olympus و معبد خدایان.

مادر هرمس، مایا هفتمین دختر اطلس فرزند خدای خورشید بوده است. او هنگامی که یک روز از تولدش میگذشته برای کشف دنیای اطراف خودش از گهواره بیرون می آید و به هنگام گشت زنی پوست یک لاک پشت رو پیدا کرده و ایده ساخت یک ساز برای تولید صدایی آرامش دهنده به ذهنش خطور می کند.

در این زمان او یکی از گاوهای آپولو (خدای موسیقی) را دزدیده و پوست آنرا به روی پوسته لاک پشت می کشد. همچنین شاخ های این گاو را در محلی که دستهای لاک پشت از پوست بیرون آمده سفت میکند.

سپس بوسلیه تکه چوبی ریسمانهایی را از بالای شاخ ها به داخل بدنه پوست لاک پشت سفت میکند و شروع به ساز زدن می نماید. آپولو صدای زیبای ساز را میشنود و با وجود اینکه هرمس گاو را دزدیده بوده او رو تنبیه نمی کند.

جالب بود و آخرین کپی پیست من........ آخه کم کم داره ویولنم از سرخی به زردی گرایش پیدا میکنه!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 22:48  توسط محمد علی  | 

با پايان يافتن مرحله مقدماتي سومين جشنواره موسيقي محله در تهران، بخش پاياني رقابت گروه‌ها و موزيسين‌هاي محلات مختلف تهران و مراسم اختتاميه رقابت‌ها روزهاي چهارشنبه و پنج‌شنبه 14 و 15 شهريور برگزار شد. و رتبه های اول تاسوم جوایز خود را دریافت کردند . در سومين دوره اين جشنواره كه با شركت بيش از 270 گروه های نوازندگی ، کرال و تكخوان و تك‌نواز  در سبك‌هاي كلاسيك، سنتي و پاپ برگزار شد، شركت‌كنندگان به رقابت پرداختند که در تالار شهيد آويني فرهنگسراي بهمن برگزار شد. من هم به همراه گروه کر دیسونانس شرکت داشتم و قطعات DALILO  و هی یار اجرا کردیم و  DALILO را با این که قطعه مشکلی بود آکاپلا اجرا شد و به مرحله نهایی رسیدیم و همه از گروه کر تعریف کردند وحتی جز پنج اجرا اختتامیه شرکت داده شدیم . در شرایطی که مطمئن بودیم اول شدیم و خودمون رو برای اولی آماده کرده بودیم و فقط از گروه فرهنگسرای بهمن می ترسیدیم چون اونها هم با سابقه ترین بودند و هم خوب اجرا کردند ولی گروه فرهنگسرای ملل با اینکه اجرا معمولی و در خیلی جاها ضعیفی داشت اول شد وما دوم و اینجا سوالاتی پیش می آید که اگر انها از ما بهتر بودند چرا برای اختتامیه اجرا نکردند و چرا همه از گروه ما تعریف کردند این سوال یک جواب بیشتر ندارد وآن هم بند پ هست منظورم رو نفهمیدین ، پارتی رو می گم البته برای هیئت داوران بسیار متاسفم. ولی چیزی که مهمه اینه که ما بهتر بودیم آن هم با امکاناتی کمتر از بقیه گروهها و در مدت زمان یک سال از گروههایی که در سالنهایی مجهز و مدت زمان زیادتر ازما کارکرده بودند بهتر خواندیم. و این به خاطر تمرین و استاد بسیار خوب و مسلط گروه بود . که هم نوازنده خوبی وهم خواننده خوبی هست .
خیلی دلم می خواد به حدی برسم تا سال بعد توی بخش ویولن کلاسیک جشنواره هم شرکت کنم.

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم شهریور 1386ساعت 11:57  توسط محمد علی  | 

                                  

هایفتز از اسطوره های ویولن و کسی که خیلی از موسیقیدانان و منتقدین از او به عنوان بزرگترین نوازنده تاریخ یعنی در رده همپایی با لیست و پاگانینی یاد می کنند، در سال 1901 در ویلنای روسیه متولد شد.

اولین درسهای موسیقی را نزد پدرآموخت و سپس در مدرسه ویولن نزد ایلیا مالکین (Ilya Malkin) به تحصیل ادامه داد.

هایفتز با اجرای کنسرتو ویلن مندلسون در 7 سالگی استعداد و قدرت خود را نشان داد و در آن سن به شهرت زیادی رسید.

او چند سال بعد در کلاس لئوپلد آوئر (Leopold Auer) پذیرفته شد وبه آموختن دوره پیشرفته ویولن نزد وی پرداخت. یاشا هایفتز در سال 1912 موفق به اجرای کنسرتو ویولن چایکفسکی همراه با ارکستر فیلارمونیک برلین شد و شهرتی جهانی کسب کرد.

هایفتز کنسرتهای زیادی همراه با بزرگانی چون روبنشتاین (Rubinstein)، فویرمن (Feuermann)، ‌پیاتیگرسکی (Piatigorsky)، توسکانینی (Toscanini) ، وکسمن (Waxman)، کوسویتسکی (Koussevitzky)، کوستلنتس (Kostelanetz)، رینر (Fritz Reiner)، مونچ (Charles Munch)، اورمندی (Eugene Ormandy) و ... اجرا کرده است که تقریبا همگی بی نظیر وتاریخی بوده اند.

وی غیر از نواختن قطعات مشهور ویولن در بالاترین کیفیت، معرفی کننده بعضی از آثارگمنام آهنگسازان نیز بوده است که اجرای کنسرتو ویولن کنوس (JULIUS CONUS) و هورا استکاتو ساخته دیناکو (Dinicu) از این دست است.

در میان آثار هایفتز، تعدادی بین مردم عادی هم شناخته هستند و موزیسینهای آماتور هم گاهی هایفتز را با این چند اثر می شناسند مانند کنسرتو ویلنهای وینیاوسکی، چایکوفسکی، برامس، سیبلیوس و ...


 اگر چه میتوان این اجراها را جزو شاهکارهای هایفتز شمرد ولی با کمی دقت تفاوت شگفت آور هایفتز با دیگر نوازندگان ویولن جهان را در سایر كارهای او مانند کنسرتو ویولنهای بروخ ، ویوتامس (vieuxtemps) ، روندو (Rondo Capriccioso) از سن سان (SAINT-SAENS) ، شاکن (Chaconne) از ویتالی (vitali) قطعات متعددی از پاگانینی و سارازات ... بسادگی میتوان مشاهده كرد.

صدای ساز هایفتز منحصر به فرد و شفاف بود، آرشه کشی و ادیتهای او انقلابی در ویولن ایجاد کرد، که بسیاری از اجراهای قدیمی در کنار آن رنگ باختند. به قول یکی از بزرگان ویولن :

"هایفتز سطح ویرتوزیته را در موسیقی تغییر داد!"

نواخته های هایفتز همگی با بهترین رهبران و نوازندگان و بهترین انتشاراتها RCA ، EMI و NAXOS منتشر شده است.

او نزدیک به 10 سال از آخرین سالهای زندگیش نوازندگی را متوقف کرد و در اوج مهارت و شهرت، با موسیقی حرفه ای خداحافظی کرد. هایفتز بیشتر عمر خود را در آمریکا گذراند و در همانجا نیزبه سال1987 درگذشت. اجراهای بی نظیر او سالهاست معیاری برای محک زدن نوازندگان در سطح جهان است.

                                        منبع : harmonytalk.com

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 10:7  توسط محمد علی  | 

  زندگی بدون موسیقی اشتباست                    Without music life would be a mistake

 

                                                           

      

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم خرداد 1386ساعت 10:37  توسط محمد علی  |