تبليغاتX
Red Violin

Red Violin

برای علاقه مندان به موسیقی

"ویولن قرمز" (the red violin)

 

یکی از متفاوت ترین فیلمهای هالیوود  فیلم "ویولن قرمز"ه :

داستان فیلم به قرن هفدهم بر میگرده در شهر سرمونا ایتالیا جایی که استاد نیکلا بوستی ویولنی رو برای پسر هنوز به دنیا نیامده اش می سازد اما همسر او در زمان زایمان به همراه فرزندش از دنیا میرود و نیکلا تصمیم میگیرد همسرش رو در وجود اون ویولن زنده کند... و از اونجا به بعد داستان فیلم برای ما سرگذشت سیصد ساله این ویولن قرمز را نقل میکند سرگذشت شگفت انگیزی که ما را به صومعه ای اتریشی در شهر وین نزد کودکی با استعداد که در یتیم خانه ی صومعه به نواختن این ویولن مشغول است و استاد سخت کوشش، به شهر آکسفورد نزد موزیسینی نابغه اما دیوانه که تنها هنگام فوران غریزه و شهوتهایش با معشوقش قادر به نواختن ویولن و ساختن آهنگی جدید است و از آنجا ، به بندر شانگهای در زمان اوج خفقان سیاسی که مردم چین استفاده از سازهای خارجی مثل ویولن رو جرم میدانستن و معتقد بودن نواختن آنها بر باد دهنده ی فرهنگشان است و در نهایت در زمان حال به مونترال کانادا نزد ساز شناسی خبره می برد و آنجاست که ویولن قرمز در میان انبوه طرفدارانش از جمله این پنج نسلی که در این سیصد سال دست به دست در میان آنها چرخیده قرار میگیرد و به حراج گذاشته میشود اما در نهایت...

فیلم رو میشه تقریبا به پنج اپیزود جدا از هم در پنج شهر و لوکیشن و پنج زبان نامبرده شده تقسیم کرد پنج اپیزودی که در نهایت زیبایی در کنار هم جای گرفتند تا داستان ویولن قرمز رو برای ما تعریف کنند...

چیزی که در طول فیلم منو بی نهایت تحت تاثیر قرار داد صدای زیبای ویولن بود که در هر داستان و هر نسلی پیروزمندانه ابراز وجود میکرد و در هر شرایطی نشان میداد که قهرمان فیلم اوست ، نه آدمایی که می آیند و میروند!

از دیگر نکات جذاب فیلم حضور پیش گویی بود که آنا (همسر نیکلا) قبل از مرگش از او خواسته بود تا آینده اش را بگوید و پیش گو در تمام طول فیلم قبل از شروع هر داستان از اتفاقات در حال وقوع حرف میزد و این از جذابیتهای چیدمان صحنه های فیلم بود که بیننده را مجذوب میکرد

از دیگر صحنه های جذاب راز ویولن قرمز است که در پایان فیلم فاش میشود و گویی آنجاست که بیننده متوجه تمام ابهامات فیلم میشود

وجه اشتراک آدمهای داستان عشقی بود که نسبت به ویولن داشتند از کودک درون صومعه که شبها با ویولنش میخوابید گرفته تا موزیسین مشهور که عشق به ویولن برای او با ارزش تر از عشق به همسرش بود تا زن چینی عضو جزب که از ترس از دست ندادن ویولن توان نشان دادن عشقش را نداشت... همه و همه گویی وسیله ای بودند تا ویولن قرمز را در تاریخ ماندگار کنند و از او در برابر دشمنان و دوستانش محافظت کنند و دست آخر برای بدست آوردنش با هم به رقابت بپردازند بی آنکه بدانند سرنوشت ویولن قرمز رهایی ست و حضور او در هیچ کجا ماندگار نخواهد بود!

"ویولن قرمز" محصول سال 1998 کاناداست و اولین فیلم بعد از "خیال بزرگ" محصول 1937 هست که به بیش از چهار زبان (در مورد این فیلم پنج زبان) دیالوگ دارد. طوری که در تیتراژ فیلم هم به هر پنج زبان نام فیلم رو می بینیم. فیلمی از فرانسیس جرارد که فیلم نامه هم از آن خودش هست، ویولن قرمز یکی از شاهکارهای هالیوود است و برنده بیست جایزه بین المللی و یک اسکار شده است ، در دیدن این فیلم شک نکنید!                              

                                                                                            منبع  iranian-girl22.blogfa.com

+ نوشته شده در  ساعت 13:10  توسط آریا  | 

ویژگی های احساسی گامها



کریستین فردریش دانیل شوبارت ادیب و شاعر آلمانی است که به دلیل علاقه زیاد و همکاری با موسیقیدانان به دانش موسیقی زیادی دست پیدا نمود. او مدتها مسئولیت مدیریت و کارگردانی موسیقی تاترهای نمایشی در آلمان را بر عهده داشت و تالیفات زیادی در زمینه ارتباط میان موسیقی و ادبیات دارد. مواردی که در زیر مطرح می شود بر داشت های شوبارت در رابطه با ویژگیهای احساسی گام های مختلف موسیقی است که دانستن آنها در برداشت شما از موسیقی و یا به هنگام آهنگسازی، بطور قطع می تواند مفید واقع شود.


C Major : خلوص کامل، پاکی، سادگی، بی ریایی و صداقتی کودکانه.

C Minor : اظهار عشق و سوگواری در عشقی ناکام. اشتیاق، افسردگی و حسرتی عاشقانه، این گام از روحی آسیب دیده حکایت می کند.

Db Major : آمیزه ای از حزن، شعف و خلسه. خنده نیست، لبخند است؛ عزاداری نیست، تظاهر به گریه است. به طور کلی بیانگر کاراکتر و احساسی نامتعارف و غریب است.

C# Minor : فریاد و زاری حاکی از ندامت، گفتگویی خودمانی با پروردگار، طلب دوستی و کمک در زندگی؛ افسوس خوردن از دوستی و و عشقی ناامید کننده.

D Major : گام فتح و پیروزی، تسبیح پروردگار، رجز خوانی، شادی پس از موفقیت. در سمفونی های مجلسی، موسیقی نظامی یا مارش، سرودهای مختص مناسبت ها و تعطیلات مورد استفاده قرار می گیرد، در حقیقت این گام نوعی نغمه سرایی شادمانه است.

D Minor : افسردگی زنانه، جسارتی آمیخته با شوخ طبعی کودکانه.

Eb Major : گام عشق و ایثار، گفتگویی صمیمانه با پروردگار.

D# Minor : احساس تشویش و اضطراب از عمیق ترین اندوه های روح، ناامیدی کودکانه، افسردگی شدید در تاریک ترین شرایط روح. هر گونه ترس و تردید از لرزش های قلبی از درون

D# Minor مخوف تراوش می کند. چه بسا اگر ارواح قادر به سخن گفتن بودند، کلماتشان می توانست کاملا به این گام نزدیک باشد!

E Major : هلهله و فریاد شادی، شور و شعف ناشی از خنده اما نه به طور کامل؛ این گام از لذت و سرخوشی حکایت می کند.

E minor : بی ریایی، معصومیت زنانه در اظهار عشق، زاری به دور از شکوه و شکایت، افسوس همراه با اشک؛ این گام از امید صد در صد، خلوص و شادی مطلق در گام C Major سخن می گوید.

F Major :ادب، خوش رویی و آرامش.

F Minor: افسردگی عمیق، سوگواری در مراسم ترحیم، عذاداری، شکوه و شکایت از بدبختی و اندوه از دست دادن.

F# Major : فتح در پی پشت سرگذاشتن مشکلات، احساس راحتی و فراغت از غلبه بر موانع؛ انعکاس روحی خشمناک و درگیرهایی که نهایتا به پیروزی ختم می شوند در این گام نهفته است.

F# Minor: گام تیره و تاریک، درست مانند سگی که جامه ای را می درد، با احساسات در کشمکش است. کلام این گام خشم و نارضایتی است.

G Major : روستایی و بدوی، بزمی، قناعت و رضایت در احساسات، قدردانی محبت آمیز از دوستی صادق و عشق وفادار؛ در یک جمله: هر گونه احساس آرام و صلح آمیز قلبی توسط این گام بیان می گردد.

G Minor : ناخشنودی، اضطراب، تند خویی و نگرانی در مورد ناموفق ماندن برنامه های آینده؛ در یک کلمه : خشم و تنفر.

Ab Major : دفن کردن، مرگ، تعفن، پوسیدگی، داوری و ابدیت در این گام نهفته است.

Ab Minor : گله کردن، فشار تا مرحله خفقان؛ تاسف و زاری، منازعه شدید، در یک جمله؛ رنگ این گام هر آنچه را که با مشکلات در کشمکش است، در بر می گیرد.

A Major: این گام اظهار عشق معصوم، رضایت از روابط احساسی؛ امید به دیدار مجدد معشوق در حین جدایی؛ طراوت جوانی و توکل به پروردگار است.

A minor : زهد و تقوای زنانه، لطافت طبع.

Bb Major : عشق شادمان، باطنی شفاف، در آروزی دنیایی بهتر به سر بردن.

Bb minor : آفرینشی ظریف که به صورت تیره و تار جلوه گر می شود، دنیا را به تمسخر گرفتن؛ ناخشنودی از خود و بقیه؛ نوعی تمهیدات خودکشی از این گام به گوش می رسد.

B Major : رنگارنگ، اظهار احساسات شدید و وحشیانه، متشکل از رنگهای پر تشعشع. عصبانیت ، خشم، دیوانگی، حسادت، درنده خویی، ناامیدی و کلیه احساساتی که بر قلب سنگینی می کند در این محدوده قرار دارد.

B Minor : گام صبر، به آرامی در انتظار تقدیر و سرنوشت به سر بردن، تسلیم قضا و قدر الهی شدن.

              

منبع:music-majesty.blogfa.com

+ نوشته شده در  ساعت 14:59  توسط آریا  | 

چند وبلاگ نقد موسيقي (به زبان فارسي)

+ نوشته شده در  ساعت 23:2  توسط آریا  | 

ارزش دل هایمان...,

فائزه ال مصری، خبرنگار صدای آمریکا، واشنگتن – فیلم تازه ای با شرکت جیمی فاکس و رابرت داونی جونیور بر اساس داستان واقعی رویارویی یک خبرنگار روزنامه لس آنجلس تایمز به نام استیو لوپز و یک موزیسین بی خانمان است که او در خیابان با او آشنا میشود.

در این داستان از تاثیر کمک مردم در ارتقاء هنر و موسیقی آگاه تر می شویم مخصوصآ در جامعه ای که مردم 

حتی از خریدن آثار به صورت اورجینال طفره میروند و عادت به سرقت هنری (زیر پا گذاشتن حق کپی رایت)

کرده اند. باور کنید حال روز موزیسین های جوان کشورمان بهتر از چیزی که در داستان مي خوانید نیست.

و این باعثضعف و بی هویتی جامعه هنر و فرهنگ ما می شود.چون حتی موسیقیدانان ما برای گوش دادن به

یک کار باکیفیت به حق رو به موسیقی کشورهای دیگر می آورند و گذشته خود را از یاد خواهند برد.

و هویت شنونده ها هم در عرض یکی دو نسل آینده به همان سو کشیده خواهد شد همانطور که همین الان در

جامعه می بینید!

پس همینطور که برای غذا پول می پردازیمٰ  چه می شود مگر برای روح خود که آنهم احتیاج دارد تا تامین شود.

هم با خرید آثار باارزش به صورت اورجینال برای آینده خودمان و هنرمندان دلسوز سرمایه گذاری کنیم ...,


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 20:59  توسط آریا  | 

ویولن نوازی در مترو

در یک سحرگاه سرد ماه ژانویه، مردی وارد ایستگاه متروی واشینگتن دی سی شد و شروع به نواختن ویولن کرد. این مرد در عرض ۴۵ دقیقه، شش قطعه از بهترین قطعات باخ را نواخت. از آنجا که شلوغ ترین ساعات صبح بود، هزاران نفر برای رفتن به سر کارهایشان به سمت مترو هجوم آورده بودند. سه دقیقه گذشته بود که مرد میانسالی متوجه نوازنده شد. از سرعت قدم‌هایش کاست و چند ثانیه‌ای توقف کرد، بعد با عجله به سمت مقصد خود براه افتاد. یک دقیقه بعد، ویولن‌زن اولین انعام خود را دریافت کرد. خانمی بی‌آنکه توقف کند یک اسکناس یک دلاری به درون کاسه‌اش انداخت و با عجله براه خود ادامه داد.

چند دقیقه بعد، مردی در حالیکه گوش به موسیقی سپرده بود، به دیوار پشت‌ سر تکیه داد، ولی ناگهان نگاهی به ساعت خود انداخت و با عجله از صحنه دور شد، کسی که بیش از همه به ویولن‌زن توجه نشان داد، کودک سه ساله‌ای بود که مادرش با عجله و کشان کشان او را بهمراه می ‌برد. کودک یک لحظه ایستاد و به تماشای ویولن‌زن پرداخت، مادر محکم تر کشید و کودک در حالیکه همچنان نگاهش به ویلون‌زن بود، بهمراه مادر براه افتاد، این صحنه، توسط چندین کودک دیگر نیز به همان ترتیب تکرار شد، و والدین‌شان بلا استثنا برای بردن‌شان به زور متوسل شدند.

در طول مدت ۴۵ دقیقه‌ای که ویولن‌زن می نواخت، تنها شش نفر، اندکی توقف کردند. بیست نفر انعام دادند، بی‌آنکه مکثی کرده باشند، و سی و دو دلار عاید ویولن‌زن شد. وقتیکه ویولن‌زن از نواختن دست کشید و سکوت بر همه جا حاکم شد، نه کسی متوجه شد. نه کسی تشویق کرد، و نه کسی او را شناخت.
هیچکس نمی‌دانست که این نوازنده ی ویولن همان (Joshua Bell) یکی از بهترین موسیقیدانان جهان است، و نوازنده‌ی یکی از پیچیده‌ترین فطعات نوشته شده برای ویولن به ارزش سه ونیم میلیون دلار، می‌باشد.

جاشوا بل، دو روز قبل از نواختن در سالن مترو، در یکی از تاتر های شهر بوستون، برنامه‌ای اجرا کرده بود که تمام بلیط هایش پیش‌فروش شده بود، و قیمت متوسط هر بلیط یکصد دلار بود.

این یک داستان حقیقی است، نواختن جاشوا بل در ایستگاه مترو توسط واشنگتن ‌پست ترتیب داده شده بود، و بخشی از تحقیقات اجتماعی برای سنجش توان شناسایی، سلیقه و اولویت ‌های مردم بود.

نتیجه : آیا ما در شرایط معمولی و ساعات نا‌مناسب، قادر به مشاهده و درک زیبایی هستیم؟ لحظه‌ای برای قدر‌دانی از آن توقف می‌کنیم؟ آیا نبوغ و شگرد ها را در یک شرایط غیر منتظره می‌توانیم شناسایی کنیم؟

یکی از نتایج ممکن در این آزمایش میتواند این باشد :
اگر ما لحظه‌ای فارغ نیستیم که توقف کنیم و به آثار یکی از بهترین موسیقیدانان جهان که در حال نواختن یکی از بهترین قطعات نوشته شده برای ویولن است، گوش فرا دهیم، چه چیزهای دیگری را داریم از دست میدهیم؟

یک مقاله در مورد جاشوا بل

 

+ نوشته شده در  ساعت 22:50  توسط آریا  | 

سلام عیدتون مبارک به عنوان عیدی می خوام سایتی رو معرفی کنم

 این سایت نت های زیادی مخصوص سازهای "زهی آرشه ای" داره.

 

برای ورود کلیک کنید:  http://mymusicscores.com 

+ نوشته شده در  ساعت 20:32  توسط آریا 

... ارزش یک روح ...

ویولن کهنه ، آنقدر فرسوده ، و پر از لکه بود که مرد حراجی می پنداشت که ارزش آنرا ندارد که برای فروشش وقت صرف شود اما آنرا با لبخندی بر لب بالا برد:

"چه کسی پیشنهاد قیمت می کند؟"

" یک دلار ، یک دلار " و سپس دو دلار ! فقط دو دلار ؟

"سه دلار ، یک ، سه دلار ، دو ، فروخته شد به سه دلار ..." اما نه ، از اتاق پشتی مردی مو خاکستری جلو آمد و آرشه را برداشت. سپس خاک نشسته بر روی ویولن را پاک کرد و سیمهای شل آنرا محکم کرد و آهنگی روحنواز و ناب نواخت چونان آوای فرشته ای نغمه سرا.

نوای موسیقی فروکش کرد و مرد حراجی با صدایی که آرام بود و ملایم گفت:

" برای این ویولن کهنه ، چه قیمتی پیشنهاد کنم ؟"

و آنرا با آرشه اش بالا گرفت.

" هزار دلار ! چه کسی دو هزار دلار پیشنهاد میدهد؟

دو هزار دلار ! چه کسی با سه هزار دلار موافق است ؟

سه هزار یک ، سه هزار دو ، پس فروخته شد و به فروش رفت."

مردم فریاد شادی سر دادند و شماری گفتند:

" چه چیزی بر ارزش آن افزود ؟"

بی درنگ پاسخی به گوش رسید:

" نوازش ِ دست ِ یک استاد "

هستند بیشمار افرادی با زندگی ناموزون و پر از نشیب و فراز خمیده و فرسوده ، همچون آن ویولن کهنه ، در حراج زندگی به بهایی بسیار ارزان به مردم بی خبر عرضه میشوند.

آنها " فروخته میشوند " ، یک ، " فروخته میشوند " ، دو ، فروخته میشوند ...

اما در این میان استاد می آید و جمعیت نادان هرگز کاملا در نمی یابند

 

+ارزش یک روح و دگرگونی ایجاد شده در آن به واسطه نوازش دست « استادِ ازلی » است.+

+ نوشته شده در  ساعت 23:7  توسط آریا  | 

نت برای نوازندگان کلاسیک

برای گرفتن نت از اینترنت سایتwww.free-scores.com رو بهتون پیشنهاد میکنم.
+ نوشته شده در  ساعت 20:3  توسط آریا  | 

خواننده ای از جنس آرامش

                        

   Andrea Bocelli

خواستم یک سری چیزها رو بنویسم، راجع به موسیقی هایی که گوش می دم. به نظر من در موسیقی اولین و مهمترین چیز گوش دادن به موسیقیی است که روی آن کار شده و از مشخصه های موسیقی حداقل یکی در آن به زیبایی به کار گرفته شده ، مثل ملودی ، ارکستراسیون یا ساز بندی دلنشین خودمون ، هارمونی ، ترانه زیبا و معنی دار و ... . امروز از یک خواننده مشهور ایتالیایی براتون می نویسم حتما اگه تا به حال صداش رو نشنیدید برید گوش کنید . نام این خواننده آندره آ بوچلی هست.
آندره آ بوچلی پس از سه تنور نام آور معاصر، پاواروتی Luciano Pavarotti، کاره راس José Carreras و دومینگو Placido Domingo ، بعنوان چهارمین خوانند تنور در جهان شناخته شده است. این سه نفر همان گروه Three Tenors هستند . خوب من این رو برای همه می نویسم اگر کسانی که می دونند دیگه بایستی ببخشند .
در مورد بوچلی میگویند هیجان انگیز ترین صدای اپرای معاصر را دارد .
من واقعا هرچه بیشتر صدای این خواننده را می شنوم بیشتر لذت می برم. و چیزی که بسیار جالب است این است که این خواننده خوش صدا سازهای پیانو ، فلوت ، گیتار وساکسوفون را در حد خوبی می نوازد .
او معتقد است که دلیلی ندارد خود را فقط به خواندن کارهای کلاسیک محدود کند و به صراحت می گوید "دیر یا زود من یک آلبوم از کارهای پاپ ارائه خواهم کرد". او که از نعمت بینایی محروم است می گوید "شما باید در زندگی بسیار قدرتمند و استوار باشید تا بتوانید آنجا که لازم است، نه بگویید. باید ناتوانی های خود را باور کنید و با جدیت روی توانایی های خود کار کنید."
وی در 22 سپتامبر 1958 در لایاتیکو، مزرعه ای در حومه پیزای ایتالیا متولد شد و آموختن پیانو را در شش سالگی آغاز کرد. او از بدو تولد دید ضعیفی داشت، در سن 12 سالگی پس از یک حادثه فوتبال بینایی خود را بطور کامل از دست داد. اما در همان سال در اولین رقابت موسیقی خود در Margherita d'Oro شرکت کرد و با اجرای "O sole mio" بعنوان برنده اول شناخته شد.
همین الان که دارم این مطلب رو مینویسم دارم به کنسرت زیر آسمان صحرا که در سال 2006 برگزار شده گوش می دهم. آلبوم های این خواننده(BOCELLI ، SOGNO، ROMANZA، آسمان توسکانی ،احساس، آوازهای آسمانی و...) را به اشخاصی که دوست دارند موسیقی درست ، گوش کنند پیشنهاد می کنم . لذت بردن از موسیقی اصولی چیز دیگریست . 

خوب در آخر هم بگم که ایشون تا گرفتن دکتری حقوق کارحرفه ای البته به معنای تجاری انجام نداده اند.عاشقان موسیقی این گونه اند ما کجاییم؟

یک سری تحقیقات روی صدای ایشون انجام دادم که اگر در خواست کنید در وب میگذارم.

+ نوشته شده در  ساعت 17:54  توسط آریا  | 

پیدایش سازهای زهی در یونان باستان

سازهای زهی قدمت بسیار زیادی دارند و به روایتی برای اولین بار 2000 سال پیش از میلاد مسیح در تمدن بین النهرین مشاهده شدند و به تدریج با شکل گیری تمدن یونان این سازها با سرعت بیشتری تکامل پیدا کردند.

در ابتدا تارهای این سازها با ضربه زدن یا کشیدن سیم مرتعش می شد و سپس با پیشرفت فنون ساخت در قرون وسطی از ابزاری بنام آرشه مانند آنچه در ویولن امروزی بکار برده می شود برای مرتعش کردن تارها استفاده شد.

جعبه صدای سازهای زهی از قدیم الایام به دو صورت ساخته می شد، در ابتدا به دلیل نبود امکانات فنی ساخت، از جعبه مانند های طبیعی، مانند پوسته لاک پشت برای اینکار استفاده میشد. به این شکل دقت کنید که تصویر یکی از این سازها را نشون میده، این ساز در موزه بریتانیا نگهداری می شود. بعد از آن بشر با بدست آوردن مهارت های لازم فنی اقدام به ساخت جعبه های چوبی برای گرفتن صدای بهتر از ساز کرد.

راجع به پیدایش سازهای زهی افسانه ای از یونان باستان نقل می شود. در یکی از آنها موضوع برمیگردد به هرمس یکی از خدایان یونان باستان، پسر زئوس فرمانروای کوه Olympus و معبد خدایان.

مادر هرمس، مایا هفتمین دختر اطلس فرزند خدای خورشید بوده است. او هنگامی که یک روز از تولدش میگذشته برای کشف دنیای اطراف خودش از گهواره بیرون می آید و به هنگام گشت زنی پوست یک لاک پشت رو پیدا کرده و ایده ساخت یک ساز برای تولید صدایی آرامش دهنده به ذهنش خطور می کند.

در این زمان او یکی از گاوهای آپولو (خدای موسیقی) را دزدیده و پوست آنرا به روی پوسته لاک پشت می کشد. همچنین شاخ های این گاو را در محلی که دستهای لاک پشت از پوست بیرون آمده سفت میکند.

سپس بوسلیه تکه چوبی ریسمانهایی را از بالای شاخ ها به داخل بدنه پوست لاک پشت سفت میکند و شروع به ساز زدن می نماید. آپولو صدای زیبای ساز را میشنود و با وجود اینکه هرمس گاو را دزدیده بوده او رو تنبیه نمی کند.

جالب بود و آخرین کپی پیست من........ آخه کم کم داره ویولنم از سرخی به زردی گرایش پیدا میکنه!!

+ نوشته شده در  ساعت 22:48  توسط آریا  |